عکس : استخرشنای هتلهای مختلف جهان [ March 14, 2008 ] 1. Crown Towers Hotel: 
2.

3.

4.

5.

6.

7. San Alfonso

8. Begawan Giri Hotel: Ubud,

9. Blue Lagoon Geothermal Resort:

10. Le Meridien Hurghada: 
11.

12. Hilton Hotel:

+ نوشته شده در 86/12/26ساعت 11:42 توسط آزاده |
عید امسال یکی از بهترین عیدهای عمر من و بابایی . میدونی چرا ؟ برای اینکه حالا دیگه ما یه خانواده سه نفره هستیم . وای که چه لذتی داره خانواده شدن و منتظر یه مسافر کوچولو بودن. من تا قبل از اینکه تو بیای تو دلم اصلا احساس خانواده بودن نداشتم و راستشو بخوای خیلی وقتها یادم میرفت که بابایی شوهر منه . ولی عید امسال حتما یه جور دیگه خواهد بود . من از الان حسش میکنم . عید امسال از هر سال خوشرنگ و بوتره . گلم بیا این روزای خوشرنگ و بو که همه منتظر عیدن واسه همه مامانایی که نی نی تو راه دارن و همه اونایی که چشم انتظار نی نی هستن دعا کنیم.
+ نوشته شده در 86/12/13ساعت 8:57 توسط آزاده |
عکس : گرانترین هتلهای جهان [ January 28, 2008 ] ورودي رويال سوئيت در هتل هفت ستاره برج العرب -دبي هتل "هاك هفنر اسكاي ويلا"در لاس وگاس رويال پنت هاوس سوئيت درهتل پرزيدنت ويلسون واقع در ژنو نمائي از پرزيدنشيال سوئيت - هتل مارتينز در كن واقع در فرانسه هتل ريتز كارلتون در توكيو هرشب ۸۵۷۶ پوند (حدود ۱۵ ميليون تومان)
.jpg)
(حدود شش ميليون و سیصد هزار تومان).jpg)
هرشب ۴۰۰۰۰دلار(تقريبا ۳۷ ميليون تومان).jpg)
(حدود۰ ۵ ميليون تومان).jpg)
هرشب بين ۱۰۰۰۰ تا ۳۲۰۰۰ يورو (۱۳ تا ۴۱ ميليون تومان).jpg)
هتل امارات پالاس - ابوظبي
هرشب ۶۱۱۲ پوند(حدود ۱۱ميليون تومان)
+ نوشته شده در 86/11/10ساعت 7:51 توسط آزاده |
این شوهرک من رو دیوونه کرده. از همون لحظه ای که فهمیدیم جواب مثبته گییییییییر داده که من میخوام به همه بگم !!!! میگم بابا جان بزار یه ذره بگذره بعد. پدر منو دراورده به خدا. ![]()
این شوهرک انقدر وسواسه منو کشته !
اصلن در این موردا هیچی نمیدونم...
بعد از یک سال و دو ماه تازه ما داریم می شیم سه نفر ..... من می شم مادر و عزیزم هم می شه پدر..... خودم و که نمی دونم اما مطمنم اون پدر خوبی می شه همون طور که برای من شوهر خوبی بود.![]()
![]()
![]()
![]()
مرتب هم احساس گرسنگی می کنم. ![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
+ نوشته شده در 86/11/06ساعت 10:54 توسط آزاده |
سایت فوربس تراولر (ForbesTraveler) در گزارشی به معرفی مکان های مقدس که بیشترین بازدید کننده را در جهان دارا هستند پرداخته و به گردشگران توصیه کرده به این مکان های زیارتی سفر کنند. معبد سن سوجی واقع در ژاپن کلیسای باسیلیکا واقع در میدان سن پیترز رم - ایتالیا اماکن مقدس و مسیرهای زیارتی واقع در رشته کوه های "کی" - ژاپن مرکز زیارتی ساباریمالا واقع در استان کرالا - هند کلیسای واقع در لورد - فرانسه مرقد امام رضا (ع) واقع در مشهد – ایران کلیسای بزرگ نوتردام واقع در پاریس - فرانسه این کلیسا به عنوان پرآوازه ترین کلیسای پاریس، شاهکار معماری گوتیک به شمار می رود و در سال 1163 میلادی بنا شده است کلیسای نوتردام امروز شهرت بین المللی دارد و سالانه 13 میلیون نفر از آن دیدن می کنند. کلیسای کلن - آلمان
در گزارش پیش رو تعدادی از این مکان های منتخب به همراه شرحی کوتاه از آنها ارایه شده است.
خانه خدا واقع در مکه – عربستان
قبله گاه مسلمانان جهان. مسلمانانی که استطاعت مالی دارند. حداقل یک بار در طول عمر خود به حج مشرف می شوند مکه و مدینه مقدس ترین نقاط برای مسلمانان محسوب می شود. سالانه بیش از دو میلیون نفر در ماه ذی الحجه برای مناسک حج تمتع عازم عربستان می شوند.
این معبد به افتخار الهه "رحمت و شادمانی" مذهب بودا در کنار رودخانه سومیدا ساخته شده و به گفته مسوولان گردشگری ژاپن سالانه 30 میلیون نفر از آن دیدن می کنند.
شهر واتیکان محل اقامتگاه رسمی پاپ است. بنابر اعلام مرکز میراث جهانی یونسکو، باسیلیکا "بزرگترین ساختمان مذهبی در جهان" است. روزنامه 5 تا 20 هزار نفر از این محل دیدن می کنند و بازدیدکنندگان کل واتیکان در طول سال بالغ بر 18 میلیون نفر برآورد می شود.
سه مکان مقدس و زیارتی که توسط مسیرهای کوهستانی به شهرهای باستانی نارا و کیوتو ژاپن منتهی شده و ریشه در سنن قدیمی عبادت در مناظر طبیعی دارد. این اماکن سالانه حدود 15 میلیون بازدیدکننده را جذب می کنند. 
مرکز زیارتی هندوها در رشته کوه غربی "گات" که معبد "ساتها" در آن واقع است. موسم زیارت در این منطقه از ماه نوامبر آغاز و تا ژانویه ادامه می یابد و بین 5 تا 60 میلیون نفر سالانه از آن دیدن می کنند. 
کلیسا و زیارتگاه پادره پیو واقع در سن جیووانی روتوندو - ایتالیا
دراین منطقه زائران در امتداد مسیر پیاده روی مستقیم، طولانی وشیبدار با مناطقی تراس بندی شده به صورت باغ های گسترده در اطراف آن به محل کلیسا هدایت می شوند. "پادره پیو" یک راهب کاپوچین بود که در دهه 1910 معروفیت یافت و این کلیسا به اسم وی نامگذاری شده است. هر ساله بین شش تا 7 میلیون زائر به این مکان سفر می کنند.
كتاب هاى مسيحيان مدعى است «برنادت سوبرويس» متولد 1844 در لورد فرانسه، مريم عذرا را در سن 12 يا 14 سالگى زيارت كرده و او را به تأسيس اين کلیسا توصيه نموده است. همه ساله صدها هزار زائر مسيحي کاتوليک به «لورد» در فرانسه سفر می کنند تا از مريم مقس برای بيمارانشان تقاضای شفا کنند.
آب چشمه لورد بنا بر اعتقاد زائرين كاتوليك معجزه آساست. حدود 5 میلیون نفر سالانه به این مکان سفر می کنند.
مرقد امام حسین (ع) واقع در کربلا - عراق
مرقد امام حسین (ع) برای شیعیان مقدس ترین مکان پس از مکه و مدینه است. گاهی اوقات بین 3 تا 7 میلیون زائر در طول مراسم مذهبی سالانه در کربلا گردهم می آیند.
کلیسای باسیلیکای سنت فرانسیس واقع در آسیسی – ایتالیا
شهر باستانی آسیسی محل زادگاه سنت فرانسیس، قدیس حامی حیوانات و محیط زیست است. در سال 1962 حدود 2 میلیون نفر در هفتمین سالگرد مرگ سنت فرانسیس شرکت کردند آسیسی در حال حاضر سالانه پذیرای چهار تا 5 میلیون زائر است.
مشهد، مقدس ترین شهر ایران به معنای لغوی "محل شهادت" هشتمین امام شیعیان. مرقد امام رضا (ع) مهم ترین مکان مذهبی در ایران است و بالغ بر 12 تا 20 میلیون نفر در سال از آن دیدن می کنند.

کلیسای آپارسیدا واقع در برزیل
شهر آپارسیدا برزیل پذیرای بزرگترین زیارتگاه مریم مقدس در جهان است که سالانه هشت میلیون نفر بازدیدکننده دارد. ریشه های این زیارتگاه به قرن 18 میلادی بازمی گردد در سال 1955 یک کلیسا در آپارسیدا ساخته شد که با گنجایش 45 هزار نفر دومین کلیسای جهان پس از سن پیترز رم است.
بیت المقدس واقع در فلسطین
مکانی مقدس در سرزمین فلسطین که از دیرباز محل نزاع بین مسلمانان با ادیان دیگر بوده است. چندین مکان مهم مذهبی چون دیوار باختری، مسجد الاقصی و کلیسای کاتولیک مقدس در این شهر به چشم می خورد. حدود 5/1 میلیون نفر هر ساله از این اماکن مذهبی دیدن می کنند. 
کلیسای کلن با سبک گوتیک یکی از بزرگترین کلیساهای جهان است و در مکانی ساخته شده که برای اولین بار مسیحیان شهر کلن در آن گردهم آمدند. امروزه این کلیسا پذیرای حدود 6 میلیون بازدیدکننده در سال است.
+ نوشته شده در 86/10/15ساعت 14:49 توسط آزاده |
در روزِ تولّدت این نامه را برایت مینویسم! مرد آرزوهای من ! میخواهم از چیزهایی که در این یک سال و چند ماهه به من هدیه کردهیی برایت بگویم! از آن نگاهِ کهربایی که انسان را به بودنُ ماندناُمیدوار میکند! از آن دستهای بخشنده که یاری دهندهاندُ گرما بخش، حتّا اگر در زمهریری از زخمِ زبانها وُ طعنهها گامبرداری! از آن آغوش که نه جانْپناه، که سرزمینیست برای زیستنُ آزاده زیستن! از آن لبْخندها که اطمینانُ ارادهاَند وَ ازاَشکهایی که نفسِ صداقتند... وقتی میبینم که تو چه فروتن به دُشواریهایِ همْپا بودن با من تَن دادهیی، پُشتم میلرزد! بدان که در این همْپایی آن کههمیشه پیشتر گام بَرمیدارد تویی! بدان که مقصدم رسیدن به عمیق ترین نقطه قلب تو و بوییدنِ عطرِِ تن تو و شتابم برای رسیدن به صدای گامهای توست! شانه به شانهی تو گام برداشتن که خود آرزوی محالیست! شاید آنان که از بیرون به ما وُ زندهگیِ ما مینگرند، مَرا پیشاپیشِ توببینند، امّا خودت خوب میدانی که چهقدرها نفس نفس زَدَنُ زمین خوردنُ دوباره برخاستن مانده تا دوشادوشُ همْسایهی، سایهی اَمنُ آفتابیِ تو شُدن! آنچه تو در خود داشتی بیش از تصوّرِ من بود: نگاهِ بیکینهاَت به آدمیان از بَدُ خوب! آگاهیاَت از این کهعشق گریزگاه نیست، سلاحی برای رفتن به جنگِ سیاهیها هَم نیست، چشمی تازه برای پاییدنِ این زندهگیست! چشمیکه زیباییهای پنهانِ زندهگی را به ما مینمایاند! سادهگیِ در عینِ دانستهگیاَت وَ صداقتِ بیزنگارت... اینهاست که مَرا به توعلاقهمند کرده! وقتی دوشادوشِ هم در خیابان قدم میزنیم، خود را آزادترین انسانِ جهان میبینم! اگر گاهی در هنگامی که با همیم حواسِمَرا پَرت میبینی، گُمان نکن که با تو نیستم! من دلم را به تو بخشیدهاَم وَ این برای یک انسان از والاترین چیزهاست! کمحواسیِ مَرا به حسابِ مشغلهی زیاد فکرم بگذار! کسی در درونِ من است که از فکر کردنُ فکر کردنُ فکر کردن خسته نمیشود! من هم این مزاحمِدلْچسب را دوست میدارم! سالهاست که به حضورِ مُداومش عادت کردهاَم! شاید او کاتبِ این نامه ها باشد! دلم میخواست سوادِ خواندنُ نوشتن نداشتم! تو را داشتمُ کلبهیی در گوشهی پَرتی از این جهان! ولی میدانم در آن صورت هممجبور میشُدم با این همرا سمجِ مزاحم بِجنگم! با این غریبه که در من زندانیست، یا من در او زندانیاَم... تو با تمامِ کلیدهایجهان آمدهیی! آمدهیی تا رهایم کنی از زندانِ خودْساختهیی که در آن مدفون بودم! نگاهم که میکنی، منُ آن غریبهی پنهان شُده در من، یکی میشویم! تو آمدی تا رؤیاهای مرا تعبیر کنیُبرآوَردِ آرزوهایم باشی وَ من خود را نخستین کاشفِ عشق در جهان میبینم! همیشه میخواستم بدانم آن انسانِ غارنشین کهنخستین نقّاشی را بر دیوارهی غاری کشید، بعد از تمام کردنِ نقّاشیاَش چه حِسّی داشت! تو این حِس را به من بخشیدی! برای توبهترین هدیهی تمامِ سالهای زندگیم بودی! حضورت برایم بهترین هدیه بود! سالهای بیتو را به حسابِ عمرِ خود نمیگُذارم! من تمامِ این سالها را به چلّه نشستهبودم، تا معجزهی بوسههای تو نازل شَوَند! میباید خود را در زندهگی محک میزَدَم! میباید آنقدر زمین میخوردم تابرخاستنِ دوباره وُ تکیهگاهِ دیگری شُدن را بیاموزم! از آن همه دُشواری گلهمَند نیستم! از دیدنِ تارهای سفیدِ مویم نمیترسم،آنچه میخواستم حادث شُده وُ از این به بعد منمُ تجربهی مداومِ خواستنُ بالیدنُ آفریدن.... برای زندهگیِ عاشقانه به دُنیاآمدهاَم وَ تو این تجربه را در همین یک سال و چند ماهه به من بخشیدهیی! آرزویم که به آن رسیده ام در زیرِ یک سقف با تو نفس کشیدن است! ما موظّفیم که زندهگی کنیمُ خوشْبخت شَویم! ما موظّف بهرعایتِ انسانیتِ خویشیم! ما موظّفیم که نگاهِ عاشقانه را از یکْدیگر دریغ نکنیم! عطرِ آغوشت را به من ببخش، من تمامِ عاشقانههای جهان را برایت خواهم خواند! نگاهت را به من ببخش، من تو را بهتماشای رنگینکمانِ خاطره ها خواهم بُرد، که تو خود رنگینکمانیُ من تنها میباید آینهیی باشم رو به زیباییِ خورشیدِ رنگینیکه شکوهش، جیوهی تمامِ آینهها را آب میکند! مَرا صیقل بده! میخواهم برایت آینهیی باشم! آینهیی کهلیاقتِ انعکاسِ تصویرِ تو را داشته باشد...
+ نوشته شده در 86/09/27ساعت 11:31 توسط آزاده |
امروز فهمیدم که کامپیوترِ من هم عاشقِ توست! وقتی برای از تو نوشتن روشنش میکنم، صدای نفسهایش را میشنوم! نامِ تو را که با آن تایپ میکنم صفحهاَش روشنتَرُشفّافتر از همیشه میشَوَد! چشمم را خسته نمیکند! شانههایم از نشستنِ روبهرویش درد نمیگیرند! وقتی از تو مینویسم اوهم شاد میشود! این موضوع را حِس میکنم! ولی هنگامی که از روزگارِ ناروزگار مینویسم، یا از این زمانهی زهرآلود، چشمانم سُرخ میشوندُ شانههایم درد میگیرند! آرزو میکنم کاش تو اینجا بودیُ دستهایت را از پُشت دورِ شانههایم گره میزدی.چهقدر دلم برای آن صدای پُرطنین تنگ است! تو هم دلواپسِ خستهگیِ شانههای من نباش! دلواپسِ چراغِ روشنِ اتاقِ من نباش! عشق ارزشِ زندهگی کردن را دارد، امّا زندهگیِ بیعشق به مرگ پهلو میزند! اندیشیدن به آفتاب انسان راگرم نمیکند... این را میدانم، امّا عادت کردن به تاریکی هَم ننگآور است! انسان مانندِ گیاه برای قَد کشیدن نیاز به آفتابدارد! برای من خورشیدی باش تا قد کشیدنم را پایان نباشد! گیاهانِ گُلْخانهیی زیاد عمر میکنند امّا خیلی قَد نمیکشند! درختی که بیوقفه قَد کشیدن را تجربه کند، باید گاهی هم منتظرِ فرودِ صاعقه باشد! باورکن درختانِ توسَری خوردهی دیگر بهصاعقه خوردنِ او هم حسادت میورزند! پَس بنشینُ تماشا کن بالا رفتنم را که این رُشدِ مُداوم همه عشوهیی برای خوشآیندِتوست! از سر رسیدنِ ناگهانِ آتش هَم نترس که صدایت مَرا رویینه میکند در مقابلِ ساطورِ صاعقهها! تنها به دستُ دلمفرصتی بده، تا جهان را در مقابلِ چشمانت به ولوله وادارم! به عشقمان فرصتِ کوتاهی بده! مرد رنگها وُ صداها وُ تپشها...
+ نوشته شده در 86/09/13ساعت 11:26 توسط آزاده |
سلام بیرون دارد و به برف می بارد. اولین برف پاییزی .... در اتاقم نشسته ام تا برای تو بنویسم! برای تو که تمام منی! می خواهم بنویسم به تعداد تمام دانه های برفی که از آسمان می بارد دوستـت دارم، امـا شـاید ایـن دانـه هـا در مقـابـل علاقه یی که من نسبت به تو دارم ناچیز باشند! شاید این برف با لحظه ای دیگر نپاید! شاید پیش از رسیدن فردا برف ها آب شـده باشند.... اما عشق من به تو کم رنگ نخواهد شد! این دانه های برف گواه علاقه ی من نسبت به تو هستند! علاقه یی که پایان ندارد! به این عشق اعتماد کن!
+ نوشته شده در 86/09/10ساعت 10:36 توسط آزاده |
میخواهم خواب ببینم که بیدارَم و تمامِ این خواستنها از طراوتِ حضورِ توست!
تویی که مَرا به کودکیاَم میرسانی!
و من دوستت میدارَم در سرزمینِ گُلُ بُلبُلُ کفتار،
در سرزمینِ معلمانُ ناظمانُ مدیرانِ تَرکه به دست،
در سرزمینِ شاعرانُ عارفانُ دلقکانِ بزرگ!
دوستَت میدارم در تمامِ دقایقی که گزنده میگُذرند!
در تَک تَکِ نفسهایم و به هنگامِ تماشای همهی زیباییها و نازیباییها!
در کوچه و خیابان دوستَت میدارم
و در تمامِ اَماکنِ عمومی
و این به معجزه میماند،
چرا که در سرزمینِ ما عاشقانْ خانه نشینند...
+ نوشته شده در 86/08/26ساعت 11:1 توسط آزاده |
تقدیم به همسر عزیزم.
اي سزاوار محبت اي تو خوب بي نهايت